تفاوت سفارتخانه و کنسولگری

 

بسته به سطح روابط ميان كشورها دفاتر ديپلماتيك نيز داراي سطوح متفاوتي از اختيارات مي باشند . تبلور سطح روابط ميان دو كشور وجود سفارتخانه ها و يا كنسولگري ها در شهرهاي كشور هاي متقابل است .

 

اغلب هنگاميكه اصطلاح سفارتخانه يا كنسولگري مورد استفاده قرار مي گيرد بار معنايي متفاوتي را در بر مي گيرند . سفارتخانه بسيار وسيع تر و مهمتر از كنسولگري است . سفارتخانه داراي ماموريت ديپلماتيك دائمي است و معمولا در پايتخت كشور ها جا مي گيرد . براي مثال سفارت جمهوري اسلامي ايران در انگلستان در پايتخت اين كشور يعني لندن جاي دارد و متقابلا سفارت انگلستان در تهران .

سفارتخانه مسئول روابط ديپلماتيك با كشور ميزبان و حافظ منافع شهروندان خودي در كشور ميزبان است . سفير بالاترين مقام اداري سفارتخانه است و ديپلمات ارشد و سخنگوي دولت خود در كشور ميزبان محسوب مي باشد .سفرا معمولا يكي از بالاترين سطوح شغلي در رده بندي  سياسي محسوب مي شوند .

معمولا وجود سفارتخانه در يك كشور نشانه به رسميت شناخته شدن كشور ميزبان توسط كشور داراي سفارتخانه است .

دوست دارم در مورد اصطلاحي كه معمولا بيشتر مورد پرسش قرار مي گيرد نيز توضيح دهم و آن مفهوم سفير آكروديته است . در مواردي كه ايجاد روابط ديپلماتيك با يك يا جند كشور از اهميت سياسي و اقتصادي چنداني برخوردار نيست يا سطح روابط به علت فاصله زياد جغرافيايي يا ديدگاههاي مشترك كمتر است معمولا براي چند كشور همسايه يك سفير تعيين مي كنند كه به آن سفير آكروديته مي گويند . اين سفير معمولا در يك كشور مستقر مي شود ولي روابط ديپلماتيك ميان چند كشور با كشور خود را هدايت مي كند . اغلب سفراي ايران در آفريقا و برخي كشور هاي آمريكاي لاتين بصورت آكروديته هستند .

بر خلاف سفارتخانه ، كنسولگري كوچكتر بوده و معمولا در بزرگترين شهر توريستي يك كشور مستقر مي شود نه در پايتخت . علاوه بر اين كنسولگري ها در برخي از شهرهايي كه براي كشور ها از نظر نزديكي مرزي يا ساير موارد مهم اند جاي مي گيرند . مثلا كنسولگري ايران در هرات به دليل نزديكي به مرز ايران و وجود ايرانيان بسيار در اين شهر مستقر است . كنسولگري افغانستان در مشهد ، كنسولگري تركيه در اروميه ، كنسولگري جمهوري آذربايجان در تبريز ، كنسولگري روسيه در اصفهان و رشت همه از اين نوع اند .كنسولگري ها و در راس آن كنسول مسئول هدايت مسايل كمتر مهم ديپلماتيك مانند صدور ويزا ،  كمك به روابط تجاري طرفين ، حل مسايل مهاجران ، توريست ها و تبعيد شدگان مي باشند .

گاهي در روابط برخي از كشور ها اسنثنا هايي وجود دارد . تقريبا سفارتخانه هاي تمام كشور ها در اسرائيل در تل آويو قرار دارد در حاليكه اسرائيل رسما اورشليم (بيت المقدس) را پايتخت خود اعلام مي دارد . ولي تاكنون تقريبا هيچ كشوري سفارت خود را به اين شهر منتقل نكرده است .

گاهي نيز برخي از كشور ها داراي روابط رسمي ديپلماتيك نيستند . مثل ايران و آمريكا يا آمريكا و تايوان . در اين موارد كشور سومي نقش ميانجي را ميان دو كشور ايفا مي كند و در درون سفارتخانه خود دفتري بنام حافظ منافع براي كشور ثالث ايجاد مي كند . مانند دفتر حافظ منافع آمريكا مستقر در سفارت سوئيس در تهران يا دفتر حافظ منافع ايران در سفارت پاكستان در واشنگتن .

 

مورفولوژي يا شكل كشورها

 

مرزهاي يك كشور و شكل اراضي كه در درون اين مرزها قرار ميگيرند مي تواند باعث بروز مشكلاتي و يا برعكس داراي مزايايي از جمله تقويت همگرايي ملي باشد . شكل يا مورفولوژي كشورها را مي توان به پنج شكل كلي تقسيم نمود :

كشورهاي مشكل و متراكم (Compact ) :

 

كشورهاي مشكل و متراكم با شكلي تقريبا دايره وار زمينه را براي اداره آسان كشور فراهم مينمايند. بلژيك نمونه عالي از اين كشور هاست . همانگونه كه مي دانيم اين كشور از نظر فرهنگي ميان فلاندر ها (Flanders) و والوني ها (Wallonia) تقسيم شده است . شكل خاص بلژيك به حفظ حاكميت يكپارچه اين كشور كمك كرده است . كشورهايي كه داراي چنين شكل فيزيكي هستند از نظر دفاع نظامي نيز وضعيت بهتري نسبت به ديگر كشور ها دارند.

كشورهاي منفصل و چند پاره (Fragmented) :

 

كشورهايي نظير اندونزي كه از بيش از 13000 جزيره تشكيل يافته اند ، بعنوان كشورهاي منفصل يا چند پاره شناخته مي شوند . اداره چنين كشوري با اين شكل جغرافيايي و با بيش از 200 ميليون جمعيت بسيار دشوار است . كشور هاي دانمارك و فيليپين نيز كشورهايي هستند كه اجزا آنها بوسيله آب از هم جدا شده اند .

كشور هاي كشيده يا طويل (Elongated) :

 

كشور هايي داراي شكل كشيده از نظر جغرافيايي مثل شيلي در اداره شمال و جنوب كشور توسط يك پايتختي كه در مركز قرار دارد(سانتياگو) داراي مشكل است . ويتنام هم داراي چنين شكل جغرافيايي است و طبعا از اين مشكل رنج ميبرد .

كشورهاي داراي حفره جغرافيايي (Perforated) :

 

آفريقاي جنوبي مثال كلاسيك در مورد اين كشور هاس كه بطور كامل كشور لسوتو را محاصره كرده است ، يعني كشور لسوتو همچون حفره اي در درون آفريقاي جنوبي جاي گرفته است . كشور محاصره شده تنها مي تواند با گذشتن از كشور احاطه كننده به ساير كشورها دسترسي داشته باشد . اگر ميان دو كشور روابط خصومت آميز وجود داشته باشد ، اوضاع براي كشور احاطه شده ناخوشآيند خواهد بود . ايتاليا نيز جزو اين دسته از كشور هاست . كشور واتيكان و كشور سان مارينو در ميان كشور ايتاليا احاطه شده اند .

كشورهاي كشيده شده در درون آب (Protruded) :

 

اينگونه كشورها همانند ميانمار يا تايلند از نظر شكلي مانند باريكه هايي هستند كه به ردون دريا كشيده شده اند . همانند كشورهاي كشيده يا طويل اينگونه كشور ها نيز در اداره موثر كشور داراي مشكلاتي هستند.

 

 

بیشترین همسایه های مرزی ، کمترین همسایه های مرزی

 

در حاليكه برخي از كشور ها داراي همسايگان متعددي هستند ، برخي ديگر همسايگان كمتري دارند . موقعيت هر يك از كشورها براي همسايگانش از اين نظر مهم است .

كشور هايي با همسايگان فراوان :

چين و روسيه بيشترين همسايگان را در ميان ساير كشور هاي جهان دارا مي باشند .

روسيه كه از نظر وسعت بزرگترين كشور جهان است با 14 كشور مرز مشترك دارد . آذربايجان ، بلاروس ، چين ، استوني ، فنلاند ، گرجستان ، قزاقستان ، لاتوي ، ليتواني ، مغولستان ، كره شمالي ، نروژ ، لهستان و اكراين همه همسايگان روسيه اند .

چين پرجمعيت ترين كشور جهان و سومين كشور جهان از نظر وسعت نيز با 14 كشور مرز مشترك دارد . افغانستان ، بوتان ، هندوستان ، قزاقستان ، قرقيزستان ، لائوس ، مغولستان ، ميانمار ( برمه سابق ) ، نپال ، كره شمالي ، پاكستان ، روسيه ، تاجيكستان و ويتنام همسايگان چين هستند .

برزيل چهارمين كشور وسيع جهان داراي 10 همسايه است . آرژانتين ، بوليوي ، كلمبيا ، فرانسه (گويان فرانسه ) ، گويان ، پاراگوئه ، پرو ، سورينام  و ونزوئلا داراي مرز مشترك با كشور برزيل مي باشند .

كشور هايي با همسايگان اندك :

كشور هايي جزيره اي نظير استراليا ، ژاپن ، فيليپين ، سريلانكا و ايسلند ممكن است هيچ همسايه اي نداشته باشند . اگرچه برخي از كشور هاي جزيره اي حداقل با يك كشور داراي مرز مشترك هستند . مانند بريتانيا و ايرلند ، هائيتي و دومنيكن ، پاپئو گينه نو و اندونزي .

10 كشور غير جزيره اي وجود دارد كه تنها با يك كشور مرز مشترك دارند . كانادا با ايالات متحده آمريكا ، دانمارك با آلمان ، گامبيا با سنگال ، لسوتو با آفريقاي جنوبي ، موناكو با فرانسه ، پرتقال با اسپانيا ، قطر با عربستان سعودي ، سان مارينو با ايتاليا ، كره جنوبي با كره شمالي  و واتيكان با ايتاليا از جمله اين ده كشورند .

دولت ، ملت ، دولت - ملت

 

غالبا اصطلاحات كشور، دولت و ملت بجاي يكديگر بكار برده مي شوند ، در حاليكه اصولا داراي معاني متفاوتي ميباشند .

دولت (State با "  S" بزرگ ) يك نهاد سياسي است . اصطلاح دولت در مواردي مي تواند بجاي كشور بكار برده شود .

ملت (nation) گروهي از مردم هستند كه شديدا به هم پيوسته اند و داراي يك فرهنگ مشترك هستند . دولت – ملت به معني ملتي است كه داراي دولتي يكسان باشد .

دولت ها و كشور هاي مستقل :

اجازه بدهيد مولفه هايي كه يك دولت يا يك كشور را تعريف مي كند برشماريم . يك دولت مستقل :

  • داراي يك فضا يا قلمرو فيزيكي است كه مرزهاي آن از نظر بين المللي شناخته شده باشد .
  • داراي مردمي است كه در قلمرو مزبور زندگي نمايند .
  • داراي فعاليت اقتصادي و اقتصاد سازمان يافته اي است .
  • داراي قدرت مهندسي اجتماعي است مانند تبیین ساختار آموزش .
  • داراي سيستم حمل و نقل براي جابجايي كالا و مردم است .
  • داراي حكومتي است كه قادر به ارائه خدمات عمومي و اعمال قدرت سياسي باشد .
  • داراي اقتدار است .به عبارت ديگر كشورها نمی تواننددر درون مرزهاي كشور اعمال قدرت نمايند .
  • داراي رسميت بين المللي است .

در حال حاضر 195 كشور مستقل يا دولت درسراسرجهان وجود دارد . برخي از قلمروها قانونا كشور محسوب نميشوند . مثال براي اين نوع از قلمروها كه كشور نيستند عبارتند از : هنگ كنگ ، برمودا ، گرينلند ، پورتوريكو ، و قلمرو هاي تشكيل دهنده پادشاهي بريتانيا ( ايرلند شمالي ، ولز ، اسكاتلند ، و انگليس ) .

اصطلاح  state ( با s كوچك ) معمولا براي تقسيمات دولت هاي فدرالي بكار گرفته مي شود ( مانند ايالت هاي ايالات متحده آمريكا ) .

ملت ها و دولت – ملت ها :

ملت ها از نظر فرهنگي از گروههاي مردمي همگن تشكيل شده اند ( بيش از يك قبيله يا جامعه ) . آنها داراي زبان ، رسوم ، مذهب و گذشته تاريخي مشترك مي باشند.

هنگاميكه يك ملت داراي يك دولت يا كشور متعلق به خود گردند ، دولت – ملت پديد مي آيد . قلمروهايي همچون فرانسه ، مصر ، آلمان و ژاپن مثال هاي خوبي براي دولت – ملت هستند . كشور هايي وجود دارد كه داراي دو ملت اند ، مانند كانادا يا بلژيك . ايالات متحده آمريكا  حتي با وجود جامعه اي كثير الفرهنگ يك دولت – ملت محسوب مي گردد چرا كه همه داراي فرهنگي بنام فرهنگ آمريكايي هستند .

 

آشنايي با كشور قرقيزستان

 

 

 

جمعيت : 5،508،626 نفر (پيش بيني 2010)

پايتخت : بيشكك

مساحت : 199،951 كيلو متر مربع

همسايگان : چين ، قزاقستان ، تاجيكستان و ازبكستان

بلندترين نقطه : 7،439 متر

پست ترين نقطه : 132 متر

قرقيزستان كشوريست محصور در خشكي و در آسياي مركزي . قرقيزستان از جمله كشور هاي واقع شده در ميان سلسله جبال تيان شان است كه غالب آنها داراي اراضي شديدا كوهستاني هستند . قرقيزستان بواسطه چشم انداز هاي زيبا و تاريخ طولاني كوج نشيني مردمش معروف است . مهمترين شهرهاي اين كشور بيشكك (پايتت) و اوش است . قرقيزستان همچنين بخاطر برخورد ها و تنش هاي قومي ميان قرقيز ها ، ازبك ها و ساير اقوام كشوري مثال زدني است . نمونه هايي از تنش هاي قومي ميان اكثريت قرقيز و اقليت ازبك را طي هفته هاي گذشته شاهد بوديم كه باعث كشته شدن صدها نفر شد . قرقيزستان حتي در دوره تسلط اتحاد شوروي نيز شاهد چنين برخورد هاي قومي بوده است .

تاريخ قرقيزستان :

تاريخ قرقيزستان به سال 201 قبل از ميلاد بازمي گردد ، زمانيكه قزقيزان معتقدند قوم قرقيز از اقوام ترك  زاده شدند. در ابتدا قرقيز ها در بخش شمالشرقي كشوري كه هم اينك مغولستان ناميده مي شود ، زندگي مي كردند . بعد ها آنها به جنوب مهاجرت كرده و در اطراف رودخانه يني سئي در جنوب سيبري سكني گزيده و از قرن ششم تا هشتم در آنجا زندگي كردند . در قرن دوازدهم ، اسلام دين مسلط در تمام منطقه شد و در قرن سيزدهم قرقيزها با  اوج گيري امپراطوري مغول  به جنوب مهاجرت كردند .

در قرن هاي پانزدهم و شانزدهم جمهوري قرقيز شكل گرفته بود و تا قرن نوزدهم به شكل مستقل به حيات خود ادامه داد. در 1876 ، اين سرزمين به تصرف امپراطوري روسيه در آمد كه باعث برخي از تنش ها و شورش ها شد . در طول تسلط روسيه بسياري از قرقيزها به چين و افغانستان مهاجرت كردند .

در 1918 اتحاد شوروي در اين منطقه برقرار و در 1924 قرقيزستان  بخشي از منطقه خودمختار كارا – قرقيز شناخته شد . در 1926 اين نام به جمهوري شوروي سوسياليستي  خودمختار قرقيز تغيير يافت و دوباره در سال 1936 به نام جمهوري شوروي سوسياليستي قرقيزستان (KSSR) و بعنوان بخشي از جمهوري هاي متحده شوروي به رسميت شناخته شد .

در دوران تسلط شوروي ، قرقيزستان از نظر اقتصادي و اجتماعي توسعه يافت . در 1924 الفباي جديد عربي به رسميت شناخته شد كه بعد ها در سال 1928 به لاتين و در 1941 به سيرليك (روسي) تغيير يافت .

در ژرئن 1990 قرقيزستان بواسطه تنش هاي قومي ميان قرقيز ها و ازبك ها در منطقه اوش دچار نا آرامي شد . در همان سال جنبش دموكراتيك قرقيزستان آغاز به فعاليت نمود و در اكتبر 1990 عسگر آقايف رئيس جمهور شد . در 1991 قرقيزستان از اتحاد شوروي جدا شد و در 1993 جمهوري مستقل قرقيز اعلام موجوديت كرد . در طول دهه 1990 و اوايل 2000 كشور دجار بي ثباتي سياسي شد و انتخابات دموكراتيك و آزاد در آن برگزار نگرديد .  امروزه نيز هنوز انتخابات تحت تاثير اختلالات و تنش هاي قومي ميان قرقيز ها و ازبك هاست . طي هفته هاي اخير نيز اين تنش ها بيشتر شده است .

حكومت در قرقيزستان :

حكومت قرقيزستان به شكل جمهوري و متشكل از يك مجلس است كه در بر گيرنده يك شوراي عالي است . قوه مجريه نيز شامل يك رئيس دولت و نخست وير و كابينه مي شود . قوه قضائيه مركب از شوراي عالي ، دادگاه قانون اساسي ، ديوان عالي قضايي و دادگاه هاي محلي است .قرقيزستان به هفت استان داراي ادارات محلي تقسيم شده است .

اقتصاد و كاربري اراضي :

قرقيزستان يك كشور محصور در خشكي و كاملا كوهستاني است . اين كشور نسبتا فقير و اقتصادش بر پايه كشاورزي مستقر است . مهمترين محصولات كشاورزي اين كشور عبارتند از توتون ، پنبه ، سبزيجات ، سيب زميني ، غلات ، ميوه ، گوسفند  ، بز ، گاو و پشم است . صنايع كوچك موجود در قرقيزستان شامل پارجه بافي فرآوري مواد غذايي ، سيمان ، كفش ، اثاثيه منزل ، موتور هاي الكتريكي ، طلا و ديگر فلزات مي باشد .

جغرافيا و اقليم قرقيزستان :

توپوگرافي قرقيزستان تحت تاثير بخش هاي جنوبي سلسله كوهستان هاي تيان شان ، شديدا كوهستاني است . بخش هايي از كشور كه در ارتفاعات بالا قرار ندارند شامل دره هاي عميق ، فلات هاي كوهستاني و حوضه هاي آبگير مي باشند. دره فراغنه در جنوبشرقي كشور وسيعترين اين مناطق محسوب مي شود . همچنين بيشترين محصولات كشاورزي كشور از اين منطقه بدست مي آيد . اقليم قرقيزستان در كوهستان ها تحت تاثير پارانتر هاي اقليمي خشك قطبي و در دره فراغنه تحت تاثير اقليم نيمه حاره اي است .